الشيخ محمد جواد الخراساني
11
ديوان بينه رحمت در مراثى قتيل امت و اهلبيت عصمت (فارسى)
و بوجه ديگر مرثيه اعمّ است . بر همه مرثيه گفته مىشود . و بأين اطلاق در مقابل مديحه و تغزّل آورده مىشود . در قسمت مرثيه نيز رعايت تامّ نمودم كه انشائات خارج از واقع نباشد . زبانحالزبان حال عبارتست از بيان اموريكه از احوال مرثيه شده يا ممدوح استفاده مىشود و حال او حاكى و شايد بر آن امر است و در جواز او بعضى تامّل كردهاند لكن اگر بر سبيل نسبت و استناد نباشد بأينمعنى كه نگويد گفت يا كرد ظاهر آنست كه ضرر ندارد و اگر زبانحال بطرى باشد كه از لوازم مقال استفاده شود خيلى بهتر خواهد بود . ولى شعراء امروز در زبانحال توسعه دادهاند بطوريكه حتّى غير زبانحال را نيز زبانحال ناميدهاند انشائات خود را زبانحال ميخوانند ايكاش انشائات صحيح بود بلكه امام عليه السّلام يا يكى از شهداء يا يكى از بانوان را مانند خود فرض كرده و مىبيند كه اگر خود در آن قضيّه بود البته چنين ميگفت و چنين ميكرد . پس ميگويد كه او هم البته چنين گفته و چنين كرده و اگر نگفته و نكرده ميخواسته كه بگويد و بكند . پس در حقيقت اينها زبانحال خود ناظم است نه زبان حال مرثيه شده . البّته اينگونه زبانحال جايز نيست . بلكه ميتوان گفت نظر بعضى كه تامّل دارند در جوازش همين است . و از اينجا ميتوان گفت كه هركس حقّ سرودن زبانحال ندارد زيرا كه بايد معرفت بخوصيّات داشته باشد نظم اين ناچيز از اين لحاظ نيز ممتاز است . زيرا كه زبانحالهائى كه سرودهام اكثر آنها از قسم اعلاى زبانحال است . يعنى مستفاد از لوازم مقال است . و فى الحقيقة اين قسم داخل در زبانحال نيست . بلكه لوازم مقال را اهل بيان از مقال ، و علمآء اصول حجّت دانند . و قسمت اندك آن از زبانحاليست كه محكى و مدلول احوال است ، با عدم استناد و نسبت بنحو گفت يا كرد . و چون غرض اقصى از اين نظم و رثاء هم در دنيا و هم در روز جزا طلب رحمت از